سال اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1405
دانشگاه علوم پزشکی همدان
  • تاریخ انتشار : 1405/01/16 - 13:07
  • تعداد بازدیدکنندگان خبر : 41
  • زمان مطالعه : 9 دقیقه

آنچه یک مدیر در هنگام بحران از منظر روانشناختی باید بداند

مدیران در تصمیم گیری ها نه تنها مسئول کار خود هستند بلکه مسئول تصمیم ها و حرکات و حالت های زیرمجموعه خود نیز می باشند. بنابراین در انتخاب سلسله مراتب نیز باید شرایط لازم و کافی برای انتخاب افراد درنظر گرفته شود.

 به گزارش وبدا در همدان ،بلایا و حوادث سالانه منجر به مرگ، معلولیت جسمی و روانی و تغییر روند مسیر زندگی میلیونها نفر و صدمات مالی شدید برای افراد و دولتها می گردند.

کمک های بهداشتی یکی از اولین و مهمترین امدادهایی است که به منطقه آسیبدیده میرسد. هرچند درگذشته سیاستگذاران بهداشتی در برابر وقایع آسیب زا کمتر به عوارض روانشناختی می پرداختند، طی سالهای اخیر اهمیت رسیدگی سریع و به هنگام به واکنش های روانی افراد آسیب دیده درطی بلایا بر متولیان بهداشت محرز شده و به همین دلیل پرداختن به واکنشهای روانی بازماندگان با هدف عادی سازی واکنشها و جلوگیری از بروز عوارض دیرپا که منجر به افت کیفیت زندگی و کاهش کارآیی افراد میگردد،یکی از اهداف مداخلات وحمایت های روانی اجتماعی است.

اهداف اصلی حمایت های روانی اجتماعی دربلایا وحوادث غیرمترقبه عبارت است از:

الف) حمایت از سازگاری در آسیب دیدگان و بازماندگان

ب) کاهش واکنش های ایجاد شده در زمان مناسب

ج) پیشگیری از بروز مشکلات بلند مدت

پس از وقوع هر حادثه غیرمترقبه ای، مدیران، علاوه بر سعی در برقراری یک رابطه مناسب با آسیبدیدگان لازم است به جو روانی ایجاد شده که خاص آن موقعیت است نیز آشنا باشد و بتواند با علائم روان شناختی موجود به نحو مناسبی برخورد نماید که بخشی از این اقدامات شامل موارد زیر می باشد:

مانع ابراز احساسات آسیب دیدگان نشوند.

یکی از واکنش های مهم در هنگام بروز حوادث وبحران ها بروز واکنشهای روانشنا ختی نظیر گریه کردن ،خشم ، عصبانیت و....می باشد که یک واکنش طبیعی وعادی است که نبایست با آن برخورد غیر منطقی و یا مانع بروز آن شویم. درک همدلانه با این آسیب دیدگان یک کمک اولیه روانشناختی محسوب می شود.

به افراد اطلاعات صحیح بدهند:

باتوجه به اینکه یکی از عوارض بحران ها که منجر به افزایش سطح اضطراب و نگرانی و واکنش های روانشناختی در بازماندگان می گردد نبود اطلاعات لازم درخصوص نوع واکنش ها، علائم،چگونگی رخ دادن واقعه، بی اطلاعی درخصوص سرنوشت عزیزان .،..... می باشد، دادن اطلاعات می تواند این نگرانی و عوارض را کاهش دهد.   

بنابراین دادن اطلاعات یکی از اصولی است که در طراحی خدمات می بایست مدنظر قرارگیرد. این اطلاعات می تواند درخصوص واکنش های روان شناختی، نوع واقعه ، چگونگی دریافت خدمات باشد. یکی از عمده ترین نگرانی های افراد دربرخورد اولیه با بحران، احتمال آسیبدیدن فرزندان و بستگان و آشنایان آنهاست.

نکته مهم در این خصوص، دادن اطلاعات صحیح به بازماندگان است، درهرحال درهنگام وقوع حوادث، اخبار ناگواری هم وجود دارد. ممکن است از ما بپرسند آیا پدر و مادر من زنده است؟ آیا از فرزندان من باخبرید؟ گاهی وسوسه میشویم تا برای جلوگیری از رنجش بیشتر طرف مقابل به او دروغ مصلحت آمیز بگوئیم ولی این کار درست و منطقی نیست، زیرا علاوه بر اینکه میتواند غیر اخلاقی باشد، اعتماد عمومی را نیز نسبت به ما به عنوان یک مسئول اجرائی کاهش  می دهد و درمواردی که اطلاعات نداریم و اگر خبر بدی وجود دارد لازم است در تمامی موارد اطلاعات صحیح و موجود را به صورت واقعی به بازماندگان ارائه داد و با آنان همدلی شود.

3-برای آرام کردن افراد، از عقاید مذهبی آنها کمک بگیریم:

درخیلی از موارد می توان از باورهای دینی افراد برای آرامش بخشیدن به آنها استفاده نمود ولی اگر به علت تحریک شدید، واکنش نامناسب از خود نشان دادند نباید وارد بحث فلسفی شد. در ساعت اولیه حادثه توسل به دعا نقش مهمی در تخلیه هیجانی و کاهش استرس روانی دارد. وجود عقاید مذهبی قوی و استمداد از آن می تواند در کم کردن شدت عوارض روانی ایجادشده کمک کننده باشد، احترام به مناسک ومراسم مذهبی افراد در بازسازی روانشناختی ایشان موثر است.

-4در اجتماعات مردمی حضور یابید:

قطعا حضور آرامش دهنده مدیران و مسئولین دولتی و افراد کلیدی و دارای مناصب اجرایی وعلمی واجتماعی درجمع بازماندگان تاثیر مهمی در کمک به وضعیت روانی آسیب  دیدگان دارد و هرچه این تماس -با در نظرگرفتن ملاحظات امنیتی- بیشتر و با کیفیت بالاتری باشد، آرامش بیشتری را نصیب آنها می کند. کمک به گردهمائی و تجمع کلیه بازماندگان و اطلاع از وضعیت موجودشان نیز عاملی برای احساس آرامش و تعادل روانی آنهاست.

-5ازبازماندگان برای ارائه خدمات امدادرسانی استفاده کنیم:

مشارکت آسیب دیدگان در امر کمک رسانی وبازسازی یکی از روش هایی است که در تسریع افزایش سازگاری وکاهش عوارض بجا مانده از بحران می توان استفاده کرد.تشویق بازماندگان برای شرکت در امر امدادرسانی می تواند احساس همیاری و مشارکت جمعی را درساعات اولیه حادثه تقویت کند و در کاهش عامل فشارزای روانی موثر باشد. به طور معمول بعد از یک فاجعه و حادثه بزرگ احساس همبستگی بین بازماندگان افزایش می یابد و این واکنش دفاعی مناسب باید توسط مسئولین اجرائی تقویت شود نه اینکه به عنوان مانعی درجهت امدادرسانی تلقی گردد، پذیرش نقش قربانی وحذف مسئولیت از بازماندگان آسیب های جدی روان شناختی بجای می گذارد.

-6در سکونت آسیب دیدگان، خانواده بعنوان یک واحد اجتماعی در نظر گرفته شود :

با توجه به اینکه خانواده به عنوان یک عامل کاهش دهنده استرس تلقی می گردد در صورت در نظر گرفتن محل های اسکان موقت، به این امر توجه گردد و از جداکردن افراد و اعضاء خانواده حتی الامکان پرهیز گردد.

-7با کودکان به نحو خاص برخورد شود:

کودکان ار آسیب پذیرترین گروه ها بعد از بحران ها به حساب می آیند . لازم است ضمن توجه به تامین امنیت وآسایش آنان، امکانات بازی و سرگرمی برای کودکان فراهم گردد. زیرا باعث انحراف توجه کودک از استرس می شود و به او آرامش می بخشد. می توان پس از مرحله حاد فاجعه یک مرکز تفریح و بازی برای کودکان تاسیس کرد. حضور در چنین مراکزی به انتخاب کودک و رضایت خاطر وی بستگی دارد، وجود امکاناتی برای نقاشی درجهت تخلیه هیجانی کودک موثرخواهدبود. نکته مهم در هنگام بروز بحران این است که باید کودکان را درمقابل انواع سواستفاده ها و آزارها محافظت کرد .

نحوه برخورد مدیران با جراید و رسانه های جمعی، آشنائی با شیوه مصاحبه، تسلط بر پاسخگویی و آمادگی برا برای جواب دادن به سوالات مطرح شده می تواند به آرامش یا تشدید بحران منجر شود. مدیران اجرایی باید از سیستم اطلاع رسانی قابل دستیابی در منطقه آسیب دیده برخوردار باشند تا برای آگاه ساختن مردم منطقه از خسارت وارد شده، خدمات ارائه شده، محل ارائه خدمات ، اطلاعات مربوط به وضعیت سلامت بستگان افراد حادثه دیده و نیز برای آموزش عمومی از آن استفاده نمایند، به علاوه وجود چنین سیستمی با توجه به آگاه ساختن مردم از وضعیت موجود، می تواند از انتشار شایعه جلوگیری کند. عملکرد یکپارچه سیستم بهداشتی حاضر در منطقه در امر اطلاع رسانی می تواند نقش مهمی در این رابطه ایفا کند، بنابراین مدیران اجرایی باید ازروابط عمومی گسترده ای برخوردار باشند و با نهادها و سازمان های مرتبط   در منطقه در ارتباط بوده و از اطلاعات موجود آگاه باشند.

فقدان سیستم اطلاع رسانی موجب مشکلات عمده ای خواهد شد و این مشکل در بسیاری بحران ها بسیار محسوس بوده است. انتخاب ابزار اطلاع رسانی مناسب نیز در چنین وضعیتی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. با توجه به اینکه در فاجعه های وسیع احتمال تخریب وسایل ارتباط جمعی زیاد است، باید از قابل دسترس ترین وسیله در این موقعیت استفاده کرد. رادیوهای ترانزیستوری، توزیع پمفلتهای یک صفحه های، نصب آگهی های خبری در تابلو یا نصب بلندگو در مناطق تجمع مردم و اعلان اخبار مهم از آنها میتواند کمک کننده باشد.

مدیران در تصمیم گیریها نه تنها مسئول کار خود هستند بلکه مسئول تصمیم ها و حرکات و حالت های زیرمجموعه خود نیز می باشند. بنابراین در انتخاب سلسله مراتب نیز باید شرایط لازم و کافی برای انتخاب افراد درنظر گرفته شود.

به منظور کم کردن احتمال خطا به جای تصمیم گیری فردی در شرایط وقوع حوادث و سوانح و بحران های ناشی از آنها بهتر است تصمیمگیری جمعی ( جمعی از مدیران که به عنوان ستاد یا شورا گرد هم میآیند)انجام شود. توجه به پژوهش های انجام شده در حوادث غیرمترقبه قبلی و استفاده از نظرات کارشناسان باتجربه در این زمینه می تواند مفید واقع شود.

مدیریت کارا در بحران با خلاقیت از امکانات موجود بهصورت بهینه استفاده خواهد کرد و درپارهای از موارد بر اساس نیازهای آنی استراتژی خود را خارج از چارچوب ابتدائی تنظیم خواهد کرد.

مدیریت مشارکتی و درگیرکردن نیروهای مردمی محلی و به ویژه معتمدین محلی در تصمیم گیری ها و حضور آنها درجلسه های ستادی و اجرای برنامه ها علاوه بر افزایش توانمندی افراد آسیب دیده و کاهش فشارهای روانی منجر به سهولت در اجرای برنامه و ایجاد احساس مالکیت در برنامه ها در بین مردم می گردد و همکاری بیشتر آنان را به همراه خواهد داشت.

حوادث فاجعه بار، افراد را بدبین و مستعد گسترش شایعه می کند.حضور نمایندگان واقعی مردم در جریان تصمیم گیری ها این مشکلات را به حداقل میرساند.

خدمت محوری و تلاش برای پاسخگویی به نیازها یکی دیگر از اصول اساسی دراین زمینه می باشد. براساس این اصل باتوجه به اینکه در شرایط بحرانی و اضطراری، بازماندگان به دلیل اضطراب ،غمگینی و کند شدن فعالیت های روانی-حرکتی تمایلی به دریافت خدمات به صورت فعال ندارند بایستی خدمات بصورت سیار حداقل در 6ماهه اول بعد از بحران ارائه گردد تا پس از بازسازی روانی تداوم خدمات بصورت تقاضای بازماندگان ارائه گردد. مداخله مناسب و به موقع روانی- اجتماعی از آسیب های احتمالی آینده جلوگیری می کند . بی توجهی به واکنش های هیجانی، بازماندگان فعال را به قربانیان منفعل تبدیل می کند و روند بازتوانی فرد و جامعه را کند می کند. این مداخلات از همان ساعات اولیه ورود به محل حادثه می تواند شروع شود.

بطور خلاصه یک مدیر باید درموارد زیر تلاش کند :

- بسیج کردن کلیه شبکه های حمایتی اعم از سازمان های دولتی و غیردولتی

- جلوگیری از تنش بیشتر در بین بازماندگان و آسیب دیدگان

- تقویت نظام های حمایتی مثبت و معمول

- ایجاد امنیت و قابلیت پیش بینی دربین آسیب دیدگان

سلب نکردن مسئولیت ها از آسیب دیدگان

- حفظ توقعات و انتظارات مثبت آسیب دیدگان

تهیه و تدوین: دکترعلی بهرام نژاد - مدیر گروه سلامت روانی اجتماعی واعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان

به درخواست دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی 

 

 

  • گروه خبری : حوزه ریاست,درمانی,اطلاع رسانی شرایط بحران
  • خبرنگار :
خانم   صفی زاده
خبرنگار

خانم صفی زاده

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آدرس
شماره تلفن: ۰۸۱۳۱۳۱۵۰۲۵
نشانی::همدان، میدان پژوهش، خیابان شهید فهمیده، ستاد دانشگاه علوم پزشکی، طبقه ۵
 
نظرسنجی
آمار بازدید
تعداد بازدیدکنندگان امروز 3089
تعداد کل بازدیدکنندگان تا امروز 3432999
تعداد کاربران بر خط 3