درمانهای نوین مبتنی بر RNA و DNA در درمان سرطان
درمانهای مبتنی بر RNA و DNA با هدفگیری دقیق ژنها، رویکردی شخصیسازیشده برای درمان سرطان و بیماریهای ژنتیکی ارائه میدهند. برای آشنایی بیشتر این شیوه درمانی، با دکتر سعید افشار مدیر گروه زیستفناوری پزشکی گفتوگو کردیم.
به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم و فناوریهای نوین، برای آشنایی بیشتر این شیوه درمانی، با دکتر سعید افشار مدیر گروه زیستفناوری پزشکی گفتوگو کردیم. جزئیات را در ادامه بخوانید:
1.با سلام آقای دکتر لطفاً توضیح دهید درمانهای مبتنی بر RNA و DNA دقیقاً چه هستند و چه تفاوتی با روشهای درمانی کلاسیک دارند؟
سلام و وقت بخیر، بله، در روشهای درمانی سنتی، تمرکز اصلی بر مهار فعالیت پروتئینها یا مسیرهای بیوشیمیایی است. اما در درمانهای مبتنی بر RNA و DNA ما مستقیماً سراغ منشأ ژنتیکی بیماری میرویم. بهجای اثر بر پیامدها، بر خودِ علت تمرکز میکنیم. با این رویکرد میتوانیم بیان ژنهای بیماریزا را خاموش کنیم یا ژنهای معیوب را اصلاح و جایگزین نماییم.
- به چه شکل این درمانها اجرا میشوند؟
این درمانها شامل چند دسته اصلیاند:
درمانهای مبتنی بر RNA مانند siRNA یا miRNA mimics/inhibitors که بیان ژنها را کاهش یا افزایش میدهند.
ژنتراپیهای مبتنی بر DNA که با وارد کردن ژن سالم، عملکرد ژن آسیبدیده را بازیابی میکنند.
و فناوریهای ویرایش ژن مثل CRISPR-Cas9 که بهصورت دقیق در توالی DNA تغییر ایجاد میکند.
- در گروه شما، چه پژوهشهایی در این زمینه انجام شده است؟
در سالهای اخیر، تیم ما در دانشگاه علوم پزشکی همدان بر روی نقش ژنها در پاسخ به شیمیدرمانی و پرتودرمانی در سلولهای سرطانی تمرکز داشته است. ما از رویکردهای RNA interference و CRISPR-mediated gene knockout برای بررسی اثر خاموشسازی یا حذف ژنهای خاص بر حساسیت سلولهای توموری استفاده کردهایم.
نتایج این پژوهشها نشان داده است که برخی ژنهای مسیرهای پاسخ به استرس و ترمیم DNA میتوانند مقاومت دارویی را تعدیل کنند و هدف قرار دادن آنها میتواند باعث افزایش پاسخ درمانی شود.
- به نظر میرسد این نوع تحقیقات به کاربردهای بالینی بسیار نزدیک است، درسته؟
دقیقاً. هدف نهایی ما این است که یافتههای مولکولی را به نشانگرهای زیستی پیشبینیکننده پاسخ درمانی تبدیل کنیم. این مسیر، پلی است میان تحقیقات پایه و بالین. در حال حاضر، بخشی از پروژههای ما روی طراحی RNAهای درمانی هدفمند برای ژنهای مقاوم به درمان در سرطانهای پستان و کولورکتال متمرکز است.
- آینده درمانهای مبتنی بر RNA و DNA را چگونه میبینید؟
آینده پزشکی متعلق به درمانهای ژنتیکی است. همانطور که واکسنهای mRNA در دوران کرونا نشان دادند، فناوری RNA میتواند تحولی در درمان ایجاد کند. در آینده نهچندان دور، هر بیمار بر اساس پروفایل ژنی منحصربهفرد خود درمان خواهد شد. در ایران نیز، خوشبختانه ظرفیت علمی بالایی در این حوزه وجود دارد و ما امیدواریم با تداوم تحقیقات، بتوانیم نمونههای بومی این درمانها را توسعه دهیم.
- در ایران، این روشهای مبتنی بر RNA و DNA تاکنون چه دستاوردهایی داشتهاند؟
خوشبختانه در سالهای اخیر، کشور ما در حوزه تشخیص مولکولی پیشرفت قابلتوجهی داشته است. در حال حاضر، بسیاری از مراکز تحقیقاتی و آزمایشگاههای پیشرفته از فناوریهایی مانند توالییابی نسل جدید (NGS)، تستهای مبتنی بر هیبریداسیون و Real-time PCR برای شناسایی جهشها، بررسی تغییرات بیان ژن و پایش بیومارکرهای مرتبط با سرطان و بیماریهای ژنتیکی استفاده میکنند.
این فناوریها زیربنای پزشکی شخصمحور هستند، زیرا امکان تحلیل دقیقتر الگوی ژنتیکی هر بیمار و در نتیجه انتخاب درمان متناسب با ویژگیهای مولکولی او را فراهم میسازند.
در گروه ما نیز تمرکز اصلی بر مطالعات مولکولی است؛ بهویژه بررسی نقش ژنها و مسیرهای سیگنالینگ در مقاومت یا حساسیت سلولهای سرطانی به درمان. در این راستا از روشهای مبتنی بر RNA و DNA برای تحلیل بیان ژن، شناسایی تغییرات مولکولی و بررسی پیامدهای عملکردی آنها استفاده میکنیم.
یافتههای این پروژهها میتوانند در آینده به طراحی تستهای تشخیصی و پیشبینیکننده پاسخ درمانی کمک کنند و مسیر را برای توسعه درمانهای شخصیسازیشده هموار سازند.
در مجموع، پایههای علمی این فناوریها در ایران بهخوبی در حال شکلگیری است و جهتگیری پژوهشهای مولکولی کشور به سمت کاربردهای دقیقتر و مؤثرتر در بالین پیش میرود.
- برای ارتقای عملکرد گروه در زمینه تشخیصهای مولکولی و درمانهای مبتنی بر RNA و DNA چه پیشنهاد یا برنامهای دارید؟
در سالهای اخیر، تلاش ما بر شناسایی بیومارکرهای جدید مولکولی با استفاده از رویکردهای systems biology متمرکز بوده است. با تلفیق دادههای حاصل از توالییابی، تحلیل شبکههای ژنی و بررسی الگوهای بیان RNA، در پی یافتن نشانگرهایی هستیم که بتوانند در پیشبینی پاسخ درمانی یا تشخیص زودهنگام سرطان نقش داشته باشند.
در گام بعد، این یافتهها را به سمت طراحی بیوسنسورها و توسعه کیتهای تشخیصی مولکولی سوق دادهایم تا مسیر انتقال از پژوهش پایه به محصول نهایی هموارتر شود.
به باور من، ارتقای توان علمی و فنی در این حوزه نیازمند همافزایی بین رشتههای پزشکی مولکولی زیستفناوری، نانوفناوری، مهندسی مواد و علوم داده است. آینده تشخیص و درمان شخصمحور در گرو تلفیق این دانشهاست، و گروه ما نیز با همین نگاه در مسیر توسعه ابزارهای دقیق و سریع تشخیصی حرکت میکند.






نظر دهید