انتشار به مناسبت روز جهانی پرستار؛
روایت نفسهای بیوقفه کادر درمان در روزهای آتش و ازدحام
با آغاز روزهای بحرانی جنگ، کادر درمان بهعنوان یکی از گروههای مهم درگیر در جنگ، عرصه سلامت و درمان را به صحنهای بیبدیل از عشق و ایثار تبدیل کردند جایی که همزمان با افزایش کمسابقه مراجعات (از مصدومان جنگی تا بیماران تصادفی و سوختگی) پرسنل با وجود خستگی، روزهداری و فقدان همکاران شهید، ایستادند تا چراغ حیات خاموش نشود.
به گزارش وبدا همدان، در هیاهوی روزهایی که بوی بحران در هوا پیچیده بود، جایی در دل یکی از بیمارستانهای شلوغ شهر، روایت دیگری در جریان بود؛ روایتی از ایستادگی، از خستگیهایی که دیده نمیشوند و از انسانهایی که بیهیاهو، بار سنگین سلامت یک جامعه را بر دوش میکشند. بیمارستان بعثت، بهعنوان یکی از مراکز اصلی تروما، در این روزها نه فقط یک مرکز درمانی، بلکه خط مقدم مواجهه با رنج و اضطراب بود؛ جایی که مرز میان زندگی و مرگ، هر لحظه باریکتر میشد و تصمیمها، ثانیهای گرفته میشدند.
**راویان بیادعا و گمنام روزهای زخمی وطن
در میان این شلوغی و فشار، زهراروشنافروز، سوپروایزر بالینی با ۲۴ سال سابقه، از روزهایی میگوید که از همان ابتدا رنگ و بوی متفاوتی داشت. او با لحنی آمیخته به خستگی و تعهد، از حجم بیسابقه مراجعات سخن میگوید؛ از بیمارانی که نهتنها بهعنوان مصدومان جنگی، بلکه در قالب تصادفات، نزاعها، سکتههای مغزی، مسمومیتها و سوختگیها به بیمارستان مراجعه میکردند. به گفته او، بعثت همزمان چندین نقش حیاتی را ایفا میکند: مرکز تروما، جراحی، سوختگی و خدمات تخصصی دیگر؛ و همین، فشار مضاعفی بر کار کادر درمان وارد کرده است.
او تأکید میکند که این حجم از مراجعات، تنها محدود به یک منطقه نبوده و از استانهای دیگر نیز بیماران به همدان سرازیر شدهاند. با وجود همه این چالشها، روشنافروز از تجربه و آمادگی کادر درمان سخن میگوید؛ از تیمی که پیش از این نیز بحرانهای بزرگی همچون زلزله کرمانشاه، اغتشاشات و شرایط خاص دیگر را پشت سر گذاشتهاند. همین تجربهها باعث شده تا پرسنل، در مواجهه با شرایط جدید، دچار سردرگمی نشوند و خدماترسانی با سرعت و انسجام ادامه یابد.
اما آنچه بیش از هر چیز در ذهن او نقش بسته، نه صرفاً حجم کار، بلکه صحنههایی است که شاید هیچگاه به تصویر کشیده نشوند. پرسنلی که در بحبوحه این بحران ساعتها از زمان افطارشان گذشته بود، اما هنوز فرصتی برای نشستن نیافته بودند؛ کسانی که بدون خوردن سحری، روزه گرفته بودند و همچنان در حال خدمت به مردم بودند. شبهایی که خواب به معنای واقعی تقسیم نمیشد و خستگی، جایی برای بروز نداشت. او با تأکید میگوید: «خیلیها گمنام خدمت میکنند و دیده نمیشوند.»
در میان این روایتها، یک شب خاص همچنان در خاطرش زنده است؛ شبی که حمله به برخی نقاط شهری، فضای بیمارستان را سنگینتر کرد. در همان شب، خبر شهادت یکی از همکاران، محمدمهدی صادقی، در میان پرسنل پیچید. اشک و اندوه، لحظهای فضا را دربر گرفت، اما همان اشکها به انگیزهای تازه تبدیل شد و کادر درمان با ارادهای مضاعف به کار خود ادامه دادند.
روشنافروز در بخش دیگری از صحبتهایش، از انگیزهای عمیقتر سخن میگوید؛ از رزمندگانی که در خط مقدم، با کمترین امکانات از خاک کشور دفاع میکنند. او معتقد است که آنچه کادر درمان انجام میدهند، در برابر ایثار آنها، حداقل وظیفه است و همین حس مسئولیت، نیرویی برای ادامه مسیر میشود.
او در توصیه به مردم، با فروتنی تأکید میکند که جامعه ایران، مردمی نجیب و همراه دارد که در بزنگاهها کنار هم میایستند. با این حال، از مردم میخواهد با رعایت نکات ایمنی، بهویژه در رانندگی، از افزایش مصدومان جلوگیری کنند تا ظرفیت بیمارستانها برای رسیدگی به موارد بحرانی حفظ شود. حفظ آرامش، پرهیز از رفتارهای پرخطر و توکل، از جمله نکاتی است که او بر آنها تأکید دارد.
**صبور مثل الوند و ایستاده مثل مام وطن
در همین فضا، انسیه الیاسی، کارشناس ارشد پرستاری و کارشناس زخم، روایت خود را با نگاهی تخصصیتر بیان میکند. او از تغییر ماهیت مراجعات سخن میگوید؛ جایی که در کنار زخمهای معمول، زخمهای ناشی از ترکش نیز به مجموعه بیماران اضافه شدهاند. به گفته او، اگرچه حجم کار افزایش یافته، اما ماهیت ترومایی بیمارستان باعث شده که تیم درمان، آمادگی لازم برای مواجهه با این موارد را داشته باشد.
در میان تجربههای او، تصویر یک سرباز ۲۱ ساله برجستهتر از دیگران است؛ جوانی با آسیب در ناحیه گردن، سوختگی در پشت کتف و درگیر با اختلال استرس پس از سانحه. روایتی که تنها یک پرونده پزشکی نیست، بلکه بازتابی از عمق تأثیرات جنگ بر جسم و روان انسانهاست.
الیاسی نیز بر ضرورت همکاری مردم تأکید دارد و از آنها میخواهد از مراجعات غیرضروری و ایجاد ازدحام در اورژانس خودداری کنند. از نگاه او، یکی از مهمترین درسهای این بحران، لزوم آمادگی نظام سلامت برای شرایط جنگی و مدیریت صحیح بحران است.
**همدلی، از بار سنگین فشارها و غمها میکاهد
در بخش دیگری از روایت روزهای جنگ، زهرا ورمزیار، کارشناس پرستاری و مسئول واحد استریلیزاسیون مرکزی (CSSD)، از زاویهای متفاوت به ماجرا نگاه میکند؛ جایی که شاید کمتر دیده میشود، اما نقشی حیاتی در چرخه درمان دارد. او از افزایش قابل توجه بار کاری این واحد میگوید؛ جایی که استریل کردن تجهیزات، مستقیماً بر کیفیت خدمات جراحی و اورژانس تأثیر میگذارد.
ورمزیار با اشاره به سابقه طولانی خود در بیمارستان بعثت، تأکید میکند که این مرکز پیش از این نیز بحرانهای متعددی را تجربه کرده و همین موضوع، سطح آمادگی پرسنل را بالا برده است. اما آنچه برای او بیش از هر چیز تأثیرگذار بوده، روحیه همدلی در میان همکاران است؛ پرسنلی که داوطلبانه اعلام آمادگی کردهاند تا خارج از شیفتهای رسمی نیز در محل کار حاضر شوند و نیازهای بیمارستان را تأمین کنند.
او این همراهی را سرمایهای ارزشمند میداند که در شرایط بحران، بیش از هر تجهیز و امکاناتی، به کار میآید. از نگاه او، اتحاد و حس وطندوستی در میان مردم نیز تأثیر مستقیمی بر روحیه کادر درمان داشته و انگیزه آنها را دوچندان کرده است.
ورمزیار نیز همچون دیگر همکارانش، بر نقش مردم در مدیریت بحران تأکید دارد و توصیه میکند که از مراجعات غیرضروری پرهیز شود تا تمرکز تیم درمان بر بیماران بدحال حفظ شود. او همچنین بر یک نکته کلیدی انگشت میگذارد: ضرورت آموزش عمومی کمکهای اولیه. به باور او، اگر جامعه به مهارتهای پایهای مانند احیای قلبی-ریوی و مدیریت شرایط اضطراری مجهز باشد، میتوان بخشی از فشار وارد بر نظام سلامت را کاهش داد.





نظر دهید